ابوالمشاغل
سرم واقعا واقعا شلوغ شده!
موهام که کلی بلند شده بود و بعد کلی خواهش و التماس والد و والده رضایت دادم و کوتاهشون کردم !
شب ها تا ۴ بیدار بودم و بالاخره تونستم مقاله تونل رو آماده کنم.هنوز برای سوئد مقاله رو نتونستم آماده کنم!
به تازگی تب های شبونه که بیشتر ناشی از واکسن های بی نام و نشان خدمت سربازی بوده تموم شده !
تولد یکی از دوستان بود وقت نکردم برم اصفهان و دفاع یکی از بچه های تهران رو هم پیچوندم !
دنبال کارهای اخذ امریه هستم !
هنوز شونصد تا پایان نامه مقروضی رو نبردم تهران !
و مشاور پایان نامه ام رو هم زیارت نکردم ! البته الان آلمانه هفته بعد میاد!
کتاب عزاداران بیل و جلد سوم بر باد رفته همچنان خونده نشده هستند!
و ....
به نظر شما با این همه مشغله میتونم نفس بکشم ؟؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 21:7 توسط مرتضی کرمی
|