دیشب فیلم  "Extremely Loud & Incredibly Close"  را دبدم. فبلم نسبتا خوبی بود با تمثیلها و نمادهای گوناگون که درباره حوادث 11 سپتامبر آمریکا ساخته شده است. در این فیلم تصویری نشان داده شد از پریدن مردی از ارتفاع بسیار زیاد این برج برای رهایی از شرایط موجود و امید بسیار ضعیف برای رسیدن به شرایط امن.  

تصویر واقعا تامل برانگیز بود. اینکه انسانی حاضر باشد تا برای نجات خود چنین کار مرگباری را انجام دهد مرا کمی متاثر کرد. با خود فکر کردم اگر خود در شرایط مشابه بودم چه کاری انجام می دادم. آیا باید می ایستادم به امید رسیدن آتشنشان یا ناجی یا سوپرمنی از پنجره در حال ذوب در حالی که دارد تمام مغز استخوانم می جوشد یا اینکه مانند پرنده ای به پیشواز آزادی بروم .... 

این مرد قطعا قرار بود یکبار آن هم در روز 11 سپتامبر مانند چند هزار نفری که طعمه حریق شدند بمیرد ولی انتخاب دیگری کرد. میتوانست آخرین آرزویش را هم عملی کند. هیچگاه شاید کسی که مشکلی در زندگی خود نمی بیند نخواهد و تصمیم نگیرد که از چنین ارتفاع مخوفی بدون لوازم ایمنی و فنی بپرد. ولی در چنان شرایطی می تواند بدون فکر کردن به آینده، فرزند، همسر، مادر، پدر و دوستان و همه کسانی که دوستشان دارد دست به چنین عملی بزند. بی آن که واهمه ای از قطع حیات داشته باشد. شاید در حین سقوط از لابلای طبقاتی که به حد مذاب رسیده بودند جماعتی را دیده باشد که با تاولهای داغ و صورتهای گر گرفته و موهای شعله ور از ساختمان فریاد می زنند ولی او در هوای تمیز سقوط می کند. باد به صورت داغش می خورد و خنک می شود. می تواند منهتن را از بالا ببیند و تاثیر شتاب گرانش را بر افزایش سرعت خود ببیند. می تواند آن دوردستها را رصد کند. حتی می تواند عبور ماشینها از اتوبانهای اصولی نیویورک را دید بزند بی آن که لحظه ای دلش برای آن که در ساختمان می سوزد، بسوزد. 

 و این است داستان زندگی ما. می توانی بمیری ولی با زیبایی. می توانی تمام شوی ولی حق انتخاب با تو باشد و می توانی نیست شوی ولی با لذتی خودساخته...  

پ.ن: "فوق‌العاده بلند و بیش از حد نزدیک" یک فیلم آمریکایی درام محصول سال ۲۰۱۱ برگرفته از رمانی به همین نام نوشته جاناتان سافرن فوئر می‌باشد که توسط استیون دالدری کارگردانی شده است.

م. کرمی "خرّم" 

94.02.23 

 گچساران