سپردم که برایم فال بگیرد. طبعش روانتر از طبع جماد من بود و بیشتر موافق با لطافت نمناک شب یلدا.
هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم
من پیر سال و ماه نیم، یار بی وفاست
بر من چو عمر می گذرد پیر از آن شدم
همین دو بیت کافی بود برای یک عمر خستگی هایم.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم دی ۱۳۸۹ ساعت 1:28 توسط مرتضی کرمی
|