سپردم که برایم فال بگیرد. طبعش روانتر از طبع جماد من بود و بیشتر موافق با لطافت نمناک شب یلدا.

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم

من پیر سال و ماه نیم، یار بی وفاست

بر من چو عمر می گذرد پیر از آن شدم

همین دو بیت کافی بود برای یک عمر خستگی هایم.