رفیق آشنا
می رسد آنک صدای زنگ رحل کاروان
ای رفیق آشنا ترکم مکن با من بمان
پای من در بند موم و آتش عشقت به سر
بی تو هرگز صبح روشن را نبیند شمع جان
صبح زیبای وصالت رفت و شام هجر نه
در فراق روی زیبا نگذرد هرگز زمان
ای رفیق آشنا ترکم مکن با من بمان
پای من در بند موم و آتش عشقت به سر
بی تو هرگز صبح روشن را نبیند شمع جان
صبح زیبای وصالت رفت و شام هجر نه
در فراق روی زیبا نگذرد هرگز زمان
م. کرمی "خرّم"
سریلانکا
۱۰ نوامبر ۲۰۱۸
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان ۱۳۹۷ ساعت 23:2 توسط مرتضی کرمی
|